این یک نوشته مردانه است خانمها نخوانند!
از سالهای اولیه انقلاب و شاید قبل از آن تا امروز حجاب زنان در جامعه یک مسآله بحث برانگیز بوده. از روزی که شهید مطهری کتاب مسأله حجاب را نوشت و در آن چادر را به عنوان حجاب برتر و نه تنها نوع آن دانست و اعتراض بعضی مذهبیون را باعث شد تا روزهای انقلاب فرهنگی که حجاب اجباری شد تا آن روزها که نیروهای نه چندان دولتی گیس زنانی را که حجابشان کامل نبود میبریدند تا امروز که طرح امنیت اجتماعی صدای بعضی ها را درآورده، همواره بحث حجاب زنان در صدر موضوعات مورد اختلاف بین افراد جامعه و خصوصاً مردان بوده است.
تا به حال آیا فکر کرده اید جایگاه حجاب در شرع اسلام چیست؟ آیا جزء اصول دین است؟ جزء فروع دین است؟ آیا حجاب اساس اسلام است؟ آیا میتوان مسلمان بود ولی حجاب نداشت؟ اصلاً آیا بین تمام مسلمانان توافقی در مورد حجاب وجود دارد؟ در قرآن چند آیه در مورد حجاب آمده است؟ پنج تا؟ ده تا؟ گیریم پنجاه تا. پنجاه آیه از شش هزار آیه. تا آنجا که من میدانم این از تعداد آیه هایی که در مورد زکات یا جهاد یا نهی از دروغ و تهمت سخن گفته اند کمتر میباشد. اشتباه نکنید. منظورم اصلاً کم اهمیت نشان دادن حجاب نیست؛ بلعکس قصدم یافتن جایگاه واقعی حجاب در جامعه است، چون به نظرم این جایگاه در جامعه امروز و حتی دنیای امروز قدری لوث شده است.
امروز عادت کرده ایم میزان دیانت افراد –زنان و حتی مردان- را با میزان حجاب بسنجیم. آن خانم چون حجابش کامب نیست حتماً مسلمانی نمیداند یا فلان آقا چون زنش چادر میزند حتماً از آن آن آقایی که خانمش مانتویی است متشرع تر است! معیار ساده و دم دستی است و اکثراً جواب میدهد! –راستی چرا؟- به نظرم حتی وقتی مردم کشورهای غیرمسلمان اسم اسلام – یا به طور خاص ایران- را میشنوند، به یاد اولین چیزی که می افتند زنان مسلمان با روسری و چادر است؛ بعد از آن شاید یادشان بیاید که اینها نماز میخوانند و ممکن است اصلاً ندانند اصولی مثل امامت یا عدل و یا فروعی مثل امر به معروف و نهی از منکر چه معنی دارد. اشکال کار کجاست؟ و آیا اصلاً اشکالی وجود دارد؟
تاکید میکنم منظورم اصلاً کم اهمیت دادن حجاب نیست. اما گاهی وقتی روی مسأله ای بیش از حد مانور میدهیم، بعضاً نتیجۀ عکس میگیریم. –نمونه اش تبلیغات وسیعی که در تلویزیون برای بعضی مقامات عالی رتبه کشور، خصوصاً برای یک نفر خاص میشود!- وقتی برای دختری نوجوان مسلمانی را معادل با داشتن حجاب تعریف میکنیم مسلم است او که بنا به فرهنگ خانوادگی شاید حجابش کامل نباشد خود را جدا از دختران مذهبی ببیند و چون مذهبی به حساب نمی آید پس دیگر لازم نیست نماز بخواند یا روزه بگیرد.
کلاهمان را قاضی کنیم. بعضی اوقات فکر میکنم این اصرار و تاکید مردان -این جامعه مرد سالار- چقدر به خاطر اسلام چقدر به خاطر شخصیت زن و چقدر به خاطر خودشان است که میترسند از اینکه آنچه را دارند از آنها گرفته شود. حتماً شما هم بسیار دیده اید مردانی را که اصلاً رنگ و بوی مذهبی ندارند -و بعضاً سر و گوششان هم خوب میجنبد - ولی بسیار در مورد حجاب زنان خانواده شان خیلی بیشتر از افراد متشرع و مذهبی سخت گیر و متعصب اند.
حجاب زن شایستۀ ستایش است اما شما را به خدا از آن استفاده ابزاری نکنیم؛ حجاب را متر و معیاری برای سنجش دیانت افراد نسازیم و به خاطر چند آیه از هزاران آیه دیگران را نامسلمان قلمداد نکنیم. سعی کنیم کمتر در مورد آنچه دیگران هستند قضاوت کنیم. |