چند شب پیش جایی بودم که توفیق اجباری دست داد تا به سخنان گهربار بعضیها گوش کنم یا بهتر بگویم به گوشم بخورد. به گمانم دیدار هنرمندان با م.م.ر بود، همان روزی که بعضیها از شدت تب 39 درجه مرده بودند! خلاصه اینکه سرم توی کار خودم بود و میشنیدم از دهان کسی پشت تریبون ملاقات کنندگان کلمات کلیدی مثل فتنه و مدارا و موضع گیری و ... بیرون می آید. ظاهراً داشت گله میکرد از مدارا با سران فتنه و عدم موضع گیری بعضی از خواص بی بصیرت! نمیدانم دقیقاً چه میگفت که ناگهان جمله آخر در افشانی اش برق از سرم پراند: [خطاب به م.م.ر]«... ما حق را با شما میشناسیم و میسنجیم» بعد از بود که م.م.ر شروع به ایراد فرمایشاتشان کردند [بدون اینکه اشاره مستقیمی به این حرف داشته باشد] در حالی که من هنوز در شوک این حرف آخر به سر میبردم. بسیار دیده بودم و شنیده بودم در این جامعه و در حاکمان جامعه رفتارها و گفتارهایی را که صد و هشتاد درجه با سیره امیر مومنان و وصایای آن حضرت در تضاد بودند. اما هیچگاه ندیده بودم کسی به این صراحت بخواهد با کلام معروف آن حضرت که فرمودند «حق را بشناسید و شخصیتها را با آن بسنجید نه حق را با شخصیتها» به مخالفت برخیزد و آن را نقض کند. مقدمه و موخره این جمله هر چه باشد فرقی نمیکند. گوینده به عمد با اشاره به کلام امیرالمومنین آن را تصحیح کرده و نظری در تقابل با آن ارایه میدهد. برایم بسیار دردناک و غیر قابل باور بود در مقابل کسی که خود را رهبر جهان اسلام میداند این چنین مستقیم و بی پروا و برای خوش آیند او به کلام اسطورۀ جهان اسلام بتازند و او جز لبخندی حاکی از رضایت عکس العملی نشان ندهد. باورم نشد که چنین حرفی را شنیده باشم؛ شروع به گشتن در نت کردم بلکه اثری یا عکس العملی از این حرف را بیابم. اما به جایی نرسیدم. باورم میشد که اشتباه شنیده ام اگز این خبر قدیمی را از سایت روزنامه رسالت پیدا نمیکردم. این اسلام نیست؛ دین جدیدی از راه رسیده است. |